
با سلام و دورود بسیار زیاد برای دوستان گلم







امید وارم که سالی پر بار و پر از خوشی داشته باشید و همیشه موفق باشید
شرمنده تمام شما دوستان گلم هستم واقعا میدونم که کم لطفی کردم در حق دوستانم
اومدم بگم که من یه خبر خوش براتون دارم بلخره نتایج کنکور رسید البته دوبار که دفه اول
نتایج ناقص بود که بی نتیجه در اومده بودم ولی دوباره که اعلان شد قبول شده بودم
رشته یی که قبول شدم ژونرالیزم هستش نمیدونم که تو ایران بهش چی میگن ولی میتونم
بگم که تو بخش رادیو تلوزیون افغانستان اگر خدا بخاد درسمو تموم کردم شروع بکار میکنم
خوب به هر حال خیلی خوشهالم از اینکه قبول شدم ولی خدایش دفعه اول که نتایج اومده
بود خیلی بی حال شده بودم از خودم از زندگی واقعا بیزار شدم به خدا گفتم مگه من چه کردم که
همه بدبختی ها رو سرمن خراب میشه
به هر حال من خیلی خوشهالم همه شوما دوستانو دوست دارم و ممنوم از اینکه منو همراهی
کردید شاد باشید یا حق با تشکر بسیار زیاد علی احمد رحیمی




به نام او
رو در و دیوار این شهر،همش از تو یادگاره
توی این کوچه ی تاریک ، منو تنها نمی ذاره
یاد حرفای قشنگت ، که تو قلبم لونه می کرد
یاد دلتنگی چشمات ، که منو بهونه می کرد
میزنه آتیش به جونم ، پس کجایی مهربونم
آخه من ترانه هامو ، واسه ی کی پس بخونم
دل من هواتو کرده ، آخ کجایی نازنینم
کاشکی بودی و می دیدی ، بی تو من تنها ترینم
توی این بازی که ساختیم ، من همه هستیمو باختم
زیر پات گذاشتی آخر، عشقی که من از تو ساختم
اگه تو دوسَم نداشتی ، از دلم خبر نداشتی
دلت از سنگ شده انگار ، که منو تنها گذاشتی
میشینم منتظر اینجا ، تا تو برگردی دوباره
تا بشینی پای حرفام ، بریم تا ماه و ستاره
می دونم میای یه روزی ، یه روزی که خیلی دیره
یه روزی دل شکستم ، سر این کوچه می میره
میزنه آتیش به جونم ، پس کجایی مهربونم
آخه من ترانه هامو ، واسه ی کی پس بخونم....
مجنونم و دلزده از خیلیا
خیلی دلم گرفته از لیلیا...





|
+| نوشته شده توسط
علی احمدرحیمی در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386
|